خلوتی با فیض کاشانی
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میروم از بر امام طوفکنان به هر طرفطالع اگر مدد کند دامنش آورم به کف
۲
در ره او رود سرم باز لقاش برخورماین بشود زهی طرب آن بشود زهی شرف
۳
سعی من از برای او جان و دلم فدای اومطلب من لقای او گرچه روم به هر طرف
۴
سر بنهم در این هوا جان بدهم در این هوسبه که بغیر از این شود عمر عزیز من تلف
صفحهٔ ۱ از ۲