خلوتی با فیض کاشانی
شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما شبی دست برآریم و دعائی بکنیمغم هجران تو را چاره ز جائی بکنیم
۲
خشک شد بیخ طرب راه مقام تو کجاستتا در آن آب و هوا نشو و نمائی بکنیم
۳
دل بیمار شد از دست رفیقان مددیتا طبیبش به سر آریم و دوائی بکنیم
۴
مدد از مهدی هادی طلب ای دل ورنهکار صعب است مبادا که خطائی بکنیم
صفحهٔ ۱ از ۲