خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شب افروخته از آتش دل مشعلههارود از کوی غمت سوی عدم قافلهها
۲
دلم از پرتو خورشید رُخَت قندیلیستکز سر زلف تو آویخته با سلسلهها
۳
شرح اسرار خرابات نداند همه کسهم مگر پیر مغان حل کند این مسئلهها
۴
در ره فقر و فنا بی مدد عشق مروکه کمینگاه حوادث بُوَد این مرحلهها
صفحهٔ ۱ از ۲