شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رحمی بده خدایا آن سنگدل جوان رایا طاقتی و صبری این پیر ناتوان را
۲
بختم جوان و عقلم پیر است لیک عشقشآورده زیر فرمان هم پیر و هم جوان را
۳
گر زرد شد گیاهی در خشکسال هجرانپژمردگی مبادا آن تازه ارغوان را
۴
خون می رود ز چشمم آن بخت کو که بینمسروی نشسته بر لب این چشمه روان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth