خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان همی ریزم سرشک لاله رنگ خویش راتا ز خون دیگران شویی خدنگ خویش را
۲
می چنین گلبوی و گلرنگ است یا گل پیش توشست در آب از خجالت بوی و رنگ خویش را
۳
می گدازم همچو زر در بوته بس کز آه گرممی فروزم کلبه تاریک و تنگ خویش را
۴
سیم را در سنگ باشد جا تو چون جا کرده ایدر بر سیمین دل سخت چو سنگ خویش را
صفحهٔ ۱ از ۲