خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که می آیم به کویت شرم می آید مراچون کنم جای دگر خاطر نیاساید مرا
۲
از سر کویت من بی صبر و دل هر جا رومگرچه باغ خلد باشد دل فرو ناید مرا
۳
هر طرف صد خوبرو در جلوه نازند لیکاز همه نظاره روی تو می باید مرا
۴
وه چه گفتم من که بینم گاه گاهی روی تودیگری را خوبرو گفتن نمی شاید مرا
صفحهٔ ۱ از ۲