شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه بخت بود که ناگه بر سر رسید مراکه داد مژده وصل تو هر که دید مرا
۲
رمیده بود دل از هوش و صبر شکر خداکه آن رمیده به دیدارت آرمید مرا
۳
فتاد مرده تنی بودم از جمال تو دوربه یک نفس لب تو روح دردمید مرا
۴
کشم به دیده بسی منت از نسیم صباکه کحل دیده ز خاک رهت کشید مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth