شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فروغ روی تو خورشید و مه بس است مراجبینت آینه صبحگه بس است مرا
۲
مرا چه حد که شود ابروی تو محرابمنشان نعل سمندت به ره بس است مرا
۳
چه غم که شاخ امل غنچه مراد نداددلم که بسته ز خون ته به ته بس است مرا
۴
حجاب شد سر زلف سیاه پیش رختهمین علامت بخت سیه بس است مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth