شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کجا جلوه کند آن بت چالاک آنجاخواهم از شوق کنم جامه جان چاک آنجا
۲
مبریدم ز سر راهش اگر میرم زاربگذارید خدا را که شوم خاک آنجا
۳
مزن آتش به من ای آه در آن کوی مباددود خیزد ز سر این خس و خاشاک آنجا
۴
شدم آواره شهری ز گرفتاری دلکه ز خونریز غریبان نبود پاک آنجا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth