خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو را ای نازنین هر سو ز دلها صد سپه بادابه هر جا بگذری صد جان پاکت خاک ره بادا
۲
همی ترسم شود آزرده آن تن ور نه می گفتمتو را هر شب درون دیده من خوابگه بادا
۳
ز حکم عقل می بخشد فراغت عشق تو ما راهمیشه عشق تو در کشور دل پادشه بادا
۴
سیه رو خواندیم وان موجب صد سرخرویی شدسر مویی اگر گویم خطا رویم سیه بادا
صفحهٔ ۱ از ۲