خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای تو را قد خوب و ابرو خوب و زلف و چهره خوببر زبان اهل دل نام تو محبوب القلوب
۲
با لب نوشین تو زد لاف شیرینی نباتمصریان از شهر خود کردند بیرونش به چوب
۳
با تو هر کس را هوای دولت هم خانگی ستخانه را اول ز گرد هستی خود گو بروب
۴
با دهانت در میان دارد دلم سری نهانلیس یدری سر قلبی غیر علام الغیوب
صفحهٔ ۱ از ۲