خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر صبح کآفتاب رخت سر زند ز جیبگر من چو صبح چاک زنم جیب جان چه عیب
۲
چون گشت ساقی آن لب میگون چه جای طعنگر طیلسان زهد به صهبا دهد صهیب
۳
پیران سرم هوای جوانی ز ره فکندآنجا که حکم عشق چه جای شباب و شیب
۴
بر ما رقم به عشق زد آن دم که ساز کرداسباب جلوه شاهد خلوت سرای غیب
صفحهٔ ۱ از ۲