شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کنج غم نشستم خرسند با خیالتخوشوقت آن که بیند هر ساعتی جمالت
۲
این بس که سوزیم جان هر دم به داغ هجرانمن کیستم که باشم شایسته وصالت
۳
تیغم به فرق راندی وز فرقتم رهاندیجان باد دستمزدت تن باد پایمالت
۴
دور از لب تو مردم لب تشنه جان سپردمهرگز نخورده آبی از چشمه زلالت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth