شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش ازان دم که دهم جان من بیدل ز غمتقدمی نه که شوم خاک به زیر قدمت
۲
رحمتی کن که من تشنه جگر می میرمچشم بر رشحه آبی ز سحاب کرمت
۳
خوش بران رخش که در جلوه گه حشمت و نازپادشاهی تو و خوبان همه خیل و حشمت
۴
چون شوم پیش تو محرم من محروم که نیستباد را زهره احرام حریم حرمت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth