خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیرانه سر کشیدم سر در ره سگانتموی سفید کردم جاروب آستانت
۲
ای از هلال ابرو بر آفتاب تابانمشکین کمان کشیده من چون کشم کمانت
۳
کم زن گره میان را بر قصد من که ترسمتاب گره نیارد از نازکی میانت
۴
لعل تو جان و من هم دارم رمیده جانیبنشین دمی که بادا جانم فدای جانت
صفحهٔ ۱ از ۳