شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خطت گرد لب آن مشکین نبات استکه رسته بر لب آب حیات است
۲
به هر کس دارد آن چشم التفاتیبه حال ما چرا بی التفات است
۳
به راه کعبه وصلت دو چشممیکی چون دجله وان دیگر فرات است
۴
زکات لب بده ای نامسلمانکه یک رکن از مسلمانی زکات است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth