خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگذر از توبه و تقوی که همه پندار استدر پی مطرب و می باش که کار این کار است
۲
صف زده دردکشان پیش در میکده اندزاهد صومعه را وقت پس دیوار است
۳
رشته سبحه که از گوهر اخلاص تهی ستمهرهاش گرچه هزار است کم از زنار است
۴
محتسب را که نهد پا ز حد شرع برونمردم آزار چه گویی که خدا آزار است
صفحهٔ ۱ از ۲