شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در صورت تو سر جمالی که مجمل استدر خط و خال و عارض و زلفت مفصل است
۲
هرگز حدیث زلف تو کوته نمی شوداین گفت و گوی تا به قیامت مسلسل است
۳
حسن تو از تصرف مشاطه فارغ استمرآت آفتاب چه محتاج صیقل است
۴
کحل بصر ز خاک درت بیدلی کشدکش چشم دل به کحل بصیرت مکحل است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth