خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مقیم کوی تو را فسحت حرم تنگ استز کعبه تا سر کویت هزار فرسنگ است
۲
دلم ضعیف و ز هر سو ملامتی چه کنمکه شیشه نازک و هر جا که می روم سنگ است
۳
مکن به حلقه ما ذکر رشته تسبیحکه گوش مجلسیان بر بریشم چنگ است
۴
به عرصه چمن و صحن باغ نگشایددلی که غنچه وش از هجر گلرخی تنگ است
صفحهٔ ۱ از ۲