شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شاهد بستان که چشمش نرگس و رویش گل استسایه بر برگ گل او کرده شاخ سنبل است
۲
مجمر فیروزه دان هر غنچه را کز گل در آنآتشی افروخته از بهر داغ بلبل است
۳
کوه و صحرا بس که می خوردند از جام سحابلاله ها بر رویشان افتاده زان می گل گل است
۴
بس که از سبزه زمینها سبز شد هر پشته راچوک کرده بختیی دان کز سقرلاطش جل است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth