خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبحدم عرض چمن کن که هوا معتدل استوز نم نیم شبی راه نه گرد و نه گل است
۲
تخته خاک ز بس گل که دمیده ست ز گللوح صورت گری خامه زنان چگل است
۳
ابر گو سایه مینداز که گرد لب جویسایه نارون و بید به هم متصل است
۴
بسته در شاخ گلی خرم و خندان دل خویشهر که چون غنچه درین فصل ز ارباب دل است
صفحهٔ ۱ از ۲