شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نهفته سیم به زیر قبا که این بدن استگرفته برگ سمن را به بر که پیرهن است
۲
بسن ز پیرهن اندام نازکش که مگردر آب گشته عیان عکس لاله و سمن است
۳
اگر کنند به گل نازنین تنش را بادرود ز تاب تعالی الله این چه لطف تن است
۴
کله شکسته کمر بسته برگذشت از منگذشت عمری و آن مشکل پیش چشم من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth