خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوبان هزار و از همه مقصود من یکی ستصد پاره گر کنند به تیغم سخن یکی ست
۲
خوش مجمعی ست انجمن نیکوان ولیماهی کز اوست رونق آن انجمن یکی ست
۳
خواهیم بهر هر قدمش تحفه دگرلیکن مقصریم که جان در بدن یکی ست
۴
گشتم چنان ضعیف که بی ناله و فغانظاهر نمی شود که درین پیرهن یکی ست
صفحهٔ ۱ از ۲