خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شهسوار حسن که جانم فدای توستهر جا سری ست خاک ره باد پای توست
۲
خوش جلوه ده سمند که دفع گزند راهر سو هزار سوخته دل در دعای توست
۳
مشتاق وصل را که ز هجران به جان رسیدسرمایه حیات امید لقای توست
۴
بیچاره عاشق تو که با درد انتظارشد در رهت غبار و هنوزش هوای توست
صفحهٔ ۱ از ۲