شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جفای تو که بسی خوشتر از وفای من استهمه عنایت و لطف است چون به جای من است
۲
وفا که با همه کس می کنی نمی خواهممن و جفای تو کان خاصه از برای من است
۳
چو قدر دولت وصل تو را ندانستمبه داغ هجر که می سوزیم سزای من است
۴
گهی که تیغ زنی دست ده که بوسه زنمکه دستبوس تو آن لحظه خون بهای من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth