شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز دل زبانه آتش که در دهان من استبه شرح داغ دل آتشین زبان من است
۲
به سان اره بنه تیغ خویش بر فرقمبه جرم آنکه به صد رخنه ز استخوان من است
۳
کنی به داغ نشان سگان خود وین داغکه سوزی از غم بی داغیم نشان من است
۴
تو در میان نه و جان در میان مرا با توببین چه فرق میان تو و میان من است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth