خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز این خمار در سرم از چشم مست کیستوین ناوکی که خست دلم را ز شست کیست
۲
دل شد ز دست و باز نمی آید این صباآن مرغ آشیان وفا پای بست کیست
۳
راحت شمر ز دوست دلا زخم تیغ راتو تیغ را مبین بنگر کان ز دست کیست
۴
عمری سرم فتاد در آن کوی و کس نگفتکین سر چو خاک گشته درین راه پست کیست
صفحهٔ ۱ از ۲