شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درویش را سرا سر کوی فنا بس استترک متاع و خانه متاع سرا بس است
۲
گو هرگزم ز فرش منقش مباش رنگپهلو منقش از اثر بوریا بس است
۳
گر خازن حرم نزند نعره درایاز اشتران قافله بانگ درا بس است
۴
نتوان نشستن از تک و پو در طریق عشقآن را که باد پا ندهد دست پا بس است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth