خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از کوی زهد ساحت میخانه خوشتر استوز ورد صبح نعره مستانه خوشتر است
۲
یک دانه نقل از کف رندان درد نوشدر دست ما ز سبحه صد دانه خوشتر است
۳
پیمان زهد اگر شکند محتسب به میپیش من از شکستن پیمانه خوشتر است
۴
تا کی میان انجمن افشای سر عشقاین گفت و گو به گوشه کاشانه خوشتر است
صفحهٔ ۱ از ۲