خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوی تو بسی نازک و ما را ادبی نیستگر زانکه بگیرد دلت از ما عجبی نیست
۲
نبود قدمی در رهت ای چشمه حیوانکافتاده چو من غرقه به خون تشنه لبی نیست
۳
هر تار ز زلفت سبب جذبه عشق استسویت کشش خاطر ما بی سببی نیست
۴
از نغمه غم بس مکن ای مرغ سحرخیزکامسال درین باغ نوای طربی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲