خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عید شد یک دل نمی بینم که اکنون شاد نیستجز دل خود کین زمان هم از غمت آزاد نیست
۲
کی توانم بهر عیدی با تو گستاخی نمودچون مرا پیش تو یارای مبارکباد نیست
۳
چون کنم قصد سخن نام تو آید بر زبانچون کنم جانا که جز نام تو هیچم یاد نیست
۴
ای فلک اندوه شیرین بر دل خسرو منهکین بضاعت را خریداری به از فرهاد نیست
صفحهٔ ۱ از ۲