شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر فلک دوش از خروش من دل اختر بسوختشعله آهم چو پروانه ملک را پر بسوخت
۲
روشنم شد کز چه رو فرهاد جا در سنگ ساختخانه را از آتش آهم چو بام و در بسوخت
۳
زاهد از سوز غمت لب خشک و صوفی دیده ترآه ازین آتش که چون زد شعله خشک و تر بسوخت
۴
واعظ افسرده سوز عاشقان را منکر استخواهمش روزی ز برق آه با منبر بسوخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth