خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غمت روز مرا رسم شب آموختدلم را تاب و جانم را تب آموخت
۲
مکن در گریه هر دم عیب چشممکه این گوهرفشانی زان لب آموخت
۳
ندیدم هیچ مذهب خوشتر از عشقخوشا آن راهرو کین مذهب آموخت
۴
فرو شوی ای معلم لوح بیدادکه یار این حرف پیش از مکتب آموخت
صفحهٔ ۱ از ۲