شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درمانده ای به حکم قضا از بلا گریختزد طعنه جاهلی که فلان از قضا گریخت
۲
چون از قضا گریز تواند کسی که بوددست قضا عنان کش او هر کجا گریخت
۳
بس اهل معرفت که ز بیگانه آفتیاحساس کرد و در کنف آشنا گریخت
۴
گر نیست از سبب به سبب التجا رواخیر بشر ز مکه به یثرب چرا گریخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth