شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما امید از دوست ببریدیم و رفتهجر را بر وصل بگزیدیم و رفت
۲
داغ بی یاری و درد بیدلیآن همه بر خود پسندیدیم و رفت
۳
شب همه شب گه به پهلو گه به سرگرد کوی دوست گردیدیم و رفت
۴
دستبوس دوست بر نامد ز دستپاسبان را پای بوسیدیم و رفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth