شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبا ز چشم من آن خاک پا دریغ نداشتچو دید اهل نظر توتیا دریغ نداشت
۲
بناز بر همه خوبان که هیچ نکته حسنازین شمایل موزون خدا دریغ نداشت
۳
بهای وصل تو دل عقل و صبر و دین همه دادچو بود مایل کالا بها دریغ نداشت
۴
شدم نشانه به عشق بتان و غمزه توازین نشانه خدنگ جفا دریغ نداشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth