خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر سر کویی که روزی سرو ناز من گذشتدر زمین بوسی همه عمر دراز من گذشت
۲
بود بیش از حد نیازم با سگان او ولیناز آن بدخوی با من از نیاز من گذشت
۳
قامتش را سجده بردم چون بهانه یافتمدی چو مست ناز از پیش نماز من گذشت
۴
چشم گریان من و خاک کف پای سگیکو شبی از کوی یار دلنواز من گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲