شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن سنگدل چو پیش اسیران غم نشستیارب سبب چه بود که بسیار کم نشست
۲
خواهم نشست با تو همی گفت یک دو روزاکنون که کرد وعده وفا یک دو دم نشست
۳
گر نیست در کفم گلی از روضه حرماین بس که خار بادیه ام در قدم نشست
۴
گر خفت زیر ریگ بیابان تنش چه باکآن را که مرغ روح به بام حرم نشست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth