خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز مهر روی تو هر شب کنم نظاره صبحنهم سرشک فشان چشم بر ستاره صبح
۲
زند به صدق چو من دم ز مهر خورشیدیوگرنه چیست گریبان پاره پاره صبح
۳
سواد طره شبرنگ گرد عارض توسیاهی شب تیره است بر کناره صبح
۴
چنان بلند شد آهنگ ما که نشناسندکه این نفیر شب ماست یا نقاره صبح
صفحهٔ ۱ از ۲