شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخش همت تند و ملک فقر را میدان فراخنیست از شرط ره آسودن درین فرسوده کاخ
۲
شبوه نازکدلان نبود سلوک راه فقرسخت دشوار است بار شیشه و ره سنگلاخ
۳
نیست ممکن ترک فقر از من که در عهد ازلبسته ام با فقر عهدی مستحیل الانفساخ
۴
بهر آوازی ز کوس فقر یا آوازه ایگوش جان دارد دلم بر روزن کاخ صماخ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth