شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بی لب توام به دهان قند ناب تلخدر کام جام بی لب لعلت شراب تلخ
۲
زان دم که دهر زهر فراق توام چشاندشد در مذاق عیش مرا خورد و خواب تلخ
۳
از دل که سوخت ز آتش غم چاشنی مگیرترسم که آیدت به دهان این کباب تلخ
۴
شیرین مکن به نقل دهانم چو می دهیکز دست چون تویی نبود زهر ناب تلخ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth