خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز صبح طرب از مطلع امید دمیدنفحات ظفر از گلشن اقبال وزید
۲
نامه بسته سرآمد ز مراد دل منحاصل نامه مرادی که دلم می طلبید
۳
فتح ناکرده چو نافه سر آن نامه هنوزبه مشام دل و جان رایحه فتح رسید
۴
هر که را بود پر از گوهر اخلاص درونچون صدف شد همه تن گوش چو آن مژده شنید
صفحهٔ ۱ از ۲