خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز سبزه گرد لب جوی خط تازه دمیدبه تازگی خط آیندگان باغ رسید
۲
کشید سبزه به زنگار خورده سوزن خویشبه هر دلی که ز دی خارهای غصه خلید
۳
ز بس که فیض عطا ریخت بر چمن بارانز بار منت او گردن بنفشه خمید
۴
چراست گرد لب غنچه گشته غرقه به خوناگر نه صبح به دندان شبنمش نگزید
صفحهٔ ۱ از ۳