شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنین کان ترک عاشق‌کش به حسن خویش می‌نازدسزد کز غایت حشمت به حال من نپردازد
۲
به راهش خاکم ای دیده بزن بر آتشم آبیکه ترسم توسنش را ز آتش دل نعل بگدازد
۳
عجب تند است رخش او که گردش درنمی‌یابددلم هر چند از پی مرکب اندیشه می‌تازد
۴
همه خوبان به چوگان باختن یارب چرا هرگزنمی آید برون ماه من و چوگان نمی بازد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth