شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو ترک سرخوشم از خواب ناز برخیزدهزار فتنه ز هر گوشه ای برانگیزد
۲
به خون غیر دریغ است تیغش آلودهمباد آنکه به جز خون عاشقان ریزد
۳
میان صیدگهش زارم اوفتاده مگرطفیل صید به فتراک خویشم آویزد
۴
چنین که بخت بد و یار نیک خصم منندز چنگ غصه دل من چگونه بگریزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth