خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وه که آن ترک پری پیکر مرا دیوانه کردآشنا ناگشته از عقل و خرد بیگانه کرد
۲
هر مسلمانی که شکل آن بت بدکیش دیدپشت بر محراب و مسجد روی بر بتخانه کرد
۳
آن که هر جا قصه لیلی و مجنون خواندیچون شنید احوال ما را ترک آن افسانه کرد
۴
این همه مستی و بیهوشی نه حد باده بودبا حریفان هر چه کرد آن نرگس مستانه کرد
صفحهٔ ۱ از ۲