خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم میل یکی سرو سهی کردکه در وصفش عبارت کوتهی کرد
۲
اگر چه بی رهی کردن ز حد بردبحمدالله که تنها با رهی کرد
۳
دل من زان دهان رو در عدم داشتچو جان دانست عزم همرهی کرد
۴
صراحی با وجود لعلش از میدلی پر داشت از ساغر تهی کرد
صفحهٔ ۱ از ۲