خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حادی که بهر ناقه سلمی حدا کندباید ز شرح فاقه ما ابتدا کند
۲
دانی به راه بادیه بانگ درای چیستگم گشتگان قافله جو را ندا کند
۳
با نسخه طبیب چه کار آن مریض راکز خون دیده شربت و از غم غذا کند
۴
آن را رسد ز پیر مغان خلعت قبولکز رد شیخ شهر طراز ردا کند
صفحهٔ ۱ از ۲