شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فردا که دوست کشته خود را ندا کندخیزد ز خاک و بار دگر جان فدا کند
۲
شد روی دوست قبله ما کو امام شهرتا در نماز خویش به ما اقتدا کند
۳
بس پیر سالخورده که چون طفل خردسالدر مکتب تو لوح محبت هجا کند
۴
حاشا که من لباس سلامت کشم به دوشگر عشقم از پلاس ملامت ردا کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth