شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاک کویش را پس از کشتن به خونم گل کنیدخانه ای سازید و جانم را در او منزل کنید
۲
چون بریزد خون من این بس دیت کز بعد قتلگاه گاهی نسبت خونم به آن قاتل کنید
۳
حیف باشد خونم من در گردنش بهر خداپیش ازان دم کو کشد خنجر مرا بسمل کنید
۴
تن اگر بیمار شد بر سر میاریدم طبیبای عزیزان کار تن سهل است فکر دل کنید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth